مجتبى ملكى اصفهانى
55
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
مانند : اين آهن امتداد دارد . هر آهن ممتدى درجه حرارتش بالا مىرود . در اين مثال به ممتد بودن استدلال شده براى ارتفاع درجه حرارت ، و اين استدلال از معلول است بر علّت . « 1 » تذكر : در اصطلاح علماى اصول ، به اماره و طريق نيز دليل گفته مىشود . به عبارت ديگر : در اصطلاح اصوليين ، دليل ، طريق ، اماره و حجّت مترادف هستند ، و ليكن مراد ، دليل شرعى يا اماره شرعى است زيرا شرع آن را معتبر كرده است . مثل خبر عادل و ثقه . ولى اگر عقل آن را معتبر كند ، آن را دليل عقلى گويند مانند : ظن انسدادى از باب حكومت . به عناوين « انسداد » ، « حكومت » ، « تمثيل » و « استقراء » رجوع شود . استصحاب استصحاب مصدر باب استفعال از مادهء صحب ، به معناى همراه داشتن است . و در اصطلاح عبارت است از حكم به بقاء و استمرار آنچه كه بوده . توضيح اينكه : هرگاه مكلف به چيزى ( حكم يا موضوع ذى حكم ) يقين داشت و سپس در زمان حال نسبت به آن چيز شك پيدا كرد ، مقتضاى قاعده اين است كه همان يقين سابق را اخذ كند و حكم به استمرار يقين سابق بنمايد . اين قاعده
--> ( 1 ) با استفاده از منابع ذيل : المنطق مظفر ، ص 227 ؛ الجوهر النضيد علّامه حلى ، حاشيه ملا عبد اللّه ، بحث قياس . اصول الفقه ، ج 2 ، ص 12 - 162 .